مرتضى مطهري
271
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
اخلاق ( 1 ) عبارت است از ملكات اكتسابى روحى مبنى بر تحكيم ارادهء خاص انسانى و اخلاقى بر غرايز و شهوات و تمايلات حيوانى به عبارت ديگر مربوط است به نظام دادن به غرايز ، تحت راهنمايى يك مكتب دينى يا عقلى . و از نظر ديگر اخلاقى بودن انسان به اين است كه انسان داراى يك سلسله احساسات و عواطف عالى اخلاقى و به اصطلاح وجدان انسانى باشد . مىدانيم كه از استعدادهاى مخصوص انسان استعداد اخلاقى است ، يعنى حكومت بر غرايز و تمايلات حيوانى و همچنين داراى وجدان و عواطف عاليه بودن . حيوانات صد درصد محكوم غرايزشان مىباشند و غرايز آنها صد درصد محكوم طبيعت است . نه آنها از غرايزشان آزادند و نه غرايزشان از طبيعت آزاد است كه هرطور بخواهند عمل كنند . يك مسير معين از طرف طبيعت براى آن غرايز تعيين شده ، در مواقع معين و مناسب به طور خودكار به كار مىافتند و در مواقع معين طبق مصلحت آن حيوان از كار مىافتند و خود حيوان بالاجبار مطيع آنهاست ( 2 ) . « من » مختار و آزاد : ولى انسان غرايز آزادى دارد . اين غرايز به خود واگذاشته است . ولى از طرف ديگر ، انسان يك من ما فوق و مختارى دارد كه مىتواند و بايد بر اين غرايز حكومت كند ، آنها را راهنمايى و اندازه گيرى نمايد و همين است ملاك آزادى و خودمختارى انسان * ( ( انا هديناه السبيل اما شاكراً و اما كفوراً ) ) * و همين است ملاك مكلف بودن انسان * ( ( انا عرضنا الامانة على السموات و الارض و الجبال . . . ) ) * و همچنين در انسان يك سلسله استعدادهاى اجتماعى عالى عاطفى و عواطف عاليهء اجتماعى نهفته است كه قابل پرورش و تكميل است . زن و مرد در اين جهت - كه خود دو جهت است : يكى عقل و ارادهء حاكم بر غرايز و ديگر عواطف عاليهء بشرى و نوعى - مشتركند ،
--> ( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى اخلاق چيست ؟ و ورقه هاى فعل طبيعى و فعل اخلاقى . ( 2 ) رجوع شود به مقالهء « وحى و نبوت » .